|
شنبه 18 خرداد 1392برچسب:, :: 19:5 :: نويسنده : sia
عجیب است... اینجا آمدنم عجیب است... نمیفهمم چرا... عجیب تر لحظه هاییست مثل امروز ، دیروز و شاید فردا... یه لحظه های خاصی مثل الان ، همین جا... جایی که همه دور هم هستن... منم باید کنارشون باشم اما... اما اینجام... حسی که اینجاست ، درست شبیه در آغوش بودن توست... و من حتی همین آغوش تو را "نازنینم" ، با تمام دنیا ، آره درست میشنوی عزیزم ، با تمام دنیا ، عوض نمیکنم...
"""دلم بدجوری هوای چشمای خوشگلتو کرده... کاش بودی... کاش..."""
نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |